ن : آرمین
ت : دوشنبه ۱۳۸٩/٥/٤
ز : ۱:٥۱ ق.ظ |
+
رسم عاشقی این نیست که تک و تنها بسوزی و دیگر نمانی. کاش می دانستیم که زودتر از ما عشق است که برای دوری ما می سوزد و می سازد. کاش می فهمیدیم که قدر بودن قدر عاشقی قدر عشق چیست و چه قدر است.کاش بی راه نمی رفتیم و چون روز اول عاشق می ماندیم.بازی با عشق قشنگ است بازیگری حرفه ای می خواهد.اما قسم که حقیقت عشق وجود هر گونه بازی و بازی سازی را بی نیاز از دروغ و نیرنگ می سازد. نمی دانم بلد نیستم! من نمی دانم دل سوختن برای چیست؟ مرا سوختنی نباشد جز برای عشقم .برای او برای بودن با او و دور ماندن از او. می سوزم آری اما نه به درد این بازیگر قهار و خوش رنگ زندگی نه به سختی و دل تنگی نمادین این دنیای پوشالی. آری می سوزم از درد دور بودن و عاشقی از غم اشک و سردی. می سوزم اما نمی دانم چرا؟ خودی برایم دیگر نمانده است نمی خواهم خودی را که مرا از عشقم دور می سازد نمی خواهم .می سوزانمش آری می سوزانمش هر دل و هرنگاهی را که مرا از عشقم دور سازد و می بوسم می بویم می جویم دلی را دستی را سخنی را نگاهی را هر نسیم و بادی را که وجودم را به او و عشقم نزدیک تر سازد. من بنده عشقم بنده عاشقی .تنهایی محیطی است که یک باره تمام افکار وحشی به ذهنم هجوم می آورند. آن گاه در حالی که در این مرداب عظیم دست و پا می زنم فکر می کنید که چگونه می توانم خود را از این سیل خروشان تنهایی و گردباد وحشی نجات دهم. تنهایی محیطی است که شاید مرا بترساند اما باید راهی برای گریز وجود داشته باشد. راهی نه برای گریز از تنهایی بلکه برای گریز از ترس. بعضی می گویند: "تنهایی بد دردی است" اما این طور نیست. اگر معنای کامل آن را بدانید می توانید از آن استفاده کنید.تنهایی محیط خوبی است اگر ذهن خود را با او تنها بگذارید آن گاه نور عشق را حس خواهید کرد و عطر او در جانتان پراکنده خواهد شد. آن وقت می بینید که دیگر خودتان نیستید. چیزی درونتان می شکند خرد می شود و از صدای شکستن آن به خود می آیید. از ته دل فریاد بر می آورید . نه نیازی به فریاد نیست شما می خواهید صدایتان به گوش او برسد اما نیازی به فریاد نیست. حتی اگر زمزمه هم کنید او می شنود و می پذیرد.چرا؟ به خاطر اشک های پاکتان که قطره قطره روی گونه هایتان می چکد و چون چشمه می جوشدو همچون رود اما بسیار کوچکتر سرازیر می شود. به گواهی دل های با محبتتان که در سینه با شوق می تپد. به گواهی دستانتان که به سوی او در انتظار دیدنش خسته و افسرده شده اند.او شما را خواهد پذیرفت. آری خواهد پذیرفت که همیشه در خلوت تنهایی خود مهمان سکوت شیشه یش باشیم.